قدیم ندیما که فقط صفا بود
موبایل و اینترنت و سی دی نبود
بزرگترا بالای خونه جاشون
کوچیکترا کنار دست و پاشون
صبحونه نون سنگکه داغ و پنیر
یه ذره سرشیر و عسل با فتیر
شبهای یلدا شب قصه گفتن
دختر پادشاه و هیزم شکن
سبزی پلو با ماهیمون به را بود
نخودچی کیشمیش روی کرسیا بود
کار خونه با دخترای خونه
کار بیرون با پسرای خونه
عروسیا ساده بود و بی ریا
مهریه ها یک سفر کربلا
برای دیدن ادامه شعربه ادامه مطلب بروید.